موج سوم

Persian (Iran Islamic)English (United Kingdom)
خانه مستندات حرفها و مقالات خوانندگان آسیب‌های اجتماعی طرح‌های هرمی

روزانه

معرفی پک آموزشی ابرنت‌ورکر

آیا می‌تونید بازاریابی شبکه‌ای رو بدون اشاره به درآمدهای مادیش و بدون اشاره به موضوع حذف واسطه‌ها و رسوندن مستقیم محصول به دست مصرف‌کننده هست، تعریف کنید؟
آیا با بزرگ شدن مجموعتون، ریزشش زیاد میشه؟ آیا از لحظه به لحظه بازاریابی شبکه‌ای لذت می‌برید یا آیا ناراضی هستین و آیا در مجموعتون نارضایتی و موج منفی وجود داره؟

< کلیپ معرفی پک آموزشی ابـرنـتـورکــر >
< دریافت نرم‌افزار اندروید >
< اطلاعات بیشتر >

به وب‌سایت موج سوم خوش آمدید

این وب‌سایت٫ سایت شخصی مهراب صدوقیانزاده می‌باشد.

هدف ما ترویج فرهنگ صحیح بازاریابی شبکه‌ای٫ از طریق تشخیص جایگاه آن در دنیای کنونی و شناخت پتانسیلهای آن٫ برای عبور از دروازه های جهان فردا است.

برای دریافت دروس رایگان آموزشی، اخبار و رویدادهای مهم، اینجا عضو شوید...

لطفا با به اشتراک گذاشتن مطالب و لینک‌های این وب‌سایت٫ همچنین با رای دادن و نوشتن نظراتتان راجع به مقاله‌های این سایت٫ ما را برای رسیدن به هدفمان یاری نمایید.

شاخص های سال ۲۰۱۷



امار فروش ۱۰۰ شرکت دارای بیشترین فروش در صنعت بازاریابی شبکه‌ای در سال ۲۰۱۶ که توسط DirectSellingNews در سال ۲۰۱۷ منتشر شده است. .

فروشگاه اینترنتی موج سوم



فروشگاه اینترنتی موج سوم، جهت دسترسی آسان، مطمئن و سریع به دانش موجود، در زمینه‌ی بازاریابی شبکه‌ای، تاسیس شده است.
محصول اصلی این فروشگاه، خدمات آموزشی، شامل کتاب‌ها و محصولات صوتی و تصویری مختلف، یا در زمینه‌ی بازاریابی شبکه‌ای به صورت تخصصی و یا محصولات مرتبط به این صنعت می‌باشد.

آدرس فروشگاه:

http://shop.3wv.ir

معرفی کتاب جایگاه بازاریابی شبکه‌ای در عصر الكترونيك

در اين كتاب با نگاهی ژرف، از نظر علمی، دلايل ظهور و گسترش پديده‌ء بازاريابی شبکه‌ای، جايگاه آن نسبت به تجارت‌های ديگر و ارتباط كيفی آن با دنيای پيرامون، بررسی شده است. به اين منظور، فصل مشترک مهمترين قوانين حاكم بر تجارتهای مدرن و بازاریابی شبکه‌ای طرح و بررسی شده‌اند. همچنين، برخی از مزايای صنعت بازاريابی شبکه‌ای، در بُعد کلان و در سطح ملی، همانند مبارزه با استعمار مدرن، ايجاد بستر فرهنگی مورد نياز جهت رواج روحيه‌ء كارآفرينی و ايجاد اتحاد در سطح ملی، طرح و بررسی می‌گردند.
...ادامه مطلب

لینک تهیه‌ء کتاب:

فروشگاه اینترنتی موج سوم



تصویری: بحث فقهی شرکتهای هرمی

تصویری: شرکتهای هرمی٫ شبهه هرمی و بازاریابی شبکه‌ای

تصویری: چهارچوبهای صحیح بازاریابی شبکه‌ای


                                                                                                                                                                                           
بازدیدها: 5419 آسیب‌های اجتماعی طرح‌های شبهه هرمی و هرمی مشاهده در قالب پی دی اف چاپ
میانگین امتیار کاربران: / 2
ضعیفعالی 
سه شنبه ، 30 فروردين 1390 ، 01:48

مقدمه
در تاریخ زندگانی بشر و شکل گیری جوامع مختلف، همواره اشخاصی وجود داشته‌اند که به جای تلاش برای کسب درآمد از راه صحیح سعی داشته‌اند که با فریب سایر افراد و کلاه برداری، دزدی، اختلاس و ... به سرعت و زحمت کمتر ثروتمند گردند. درواقع طبع تجمل گرایی و راحت طلبی بشر، همواره افرادی را وا داشته که وجدان و ارزش و اعتقادات را کنار گذاشته و از هر ضد ارزشی برای تامین امیال خود استفاده کنند. اشکال مختلف این جرائم از دزدی و اخاذی و زور گیری تا استفاده از طمع سایرین برای کسب مال فراوان در کوتاه‌ترین زمان در انواع کلاه برداری‌ها قابل مشاهده است. یکی از اشکال پیچیده و بسیار مرموز این کلاه برداری‌ها شبکه‌های هرمی هستند که نخستین بار توسط شخصی به نام پونزی در آمریکا پایه گذاری شده. این شخص با سو استفاده از جو بی‌اطلاعی و حس زیاده خواهی مردم و با تطمیع پرداخت بهرهء کلان به سرمایه‌های ایشان در کمتر از چند ساعت، صدها هزار دلار از مردم اخازی و یک شبه میلیونر شد. اساس هرم، جمع شدن پول از قاعدهء هرم و جریان یافتن آن به سمت رأس است. بدین صورت همهء افراد رأس هرم به سود می‌رسند و اشخاصی که در پایین قرار می‌گیرند، اگر نتوانند افرادی را بیاورند که حاظر شوند پول خود را دو دستی تقدیم آنها کنند، هیچ سودی نمی‌برند و حتی سرمایهء خود را از دست می‌دهند. از زمان شکل گیری شرکتهای هرمی تا به امروز، این سیستمها تغییرو تحول بسیاری را تجربه کرده‌اند و همواره سعی کرده‌اند تا با پذیرفتن اشکال جذاب‌تر و پیچیده‌تر، افراد بیشتری را گرفتار سازند. شاید یکی از مهمترین تغییرات ایجاد شده در این سیستمها، تلاش آنها برای تطبیق دادن خود با بازاریابی شبکه‌ای بوده است. بارزترین شکل هرم زمانی است که به بهانهء سرمایه گذاری و بدون وجود هر محصولی برای خرید و فروش، پول از اشخاص اخذ می‌گردد. حال اگر به بهانهء بازاریابی شبکه‌ای محصولی بی ارزش با قیمتی نامتناسب، بر خلاف ماهیت و تعریف بازاریابی شبکه‌ای که رساندن کالا از تولید کننده به مصرف کننده با حذف واسطه‌ها و با قیمتی ارزان‌تر است، عرضه گردد، در واقع یک شبکهء هرمی مخفی شکل گرفته است. چونین سیستمهایی از انواع ترفندها جهت توجیه و منطقی و قانونی جلوه دادن خود استفاده می‌کنند. ولی واقعیت این است که اساس هرم چیزی نیست جز کلاه برداری و سوء استفاده از باخت دیگران برای برد خویشتن، هرچند که سعی شود تلخی و زشتی این امر با چتر توجیهی بازاریابی شبکه‌ای یا درآمدی موهوم، پنهان گردد. هدف از این بحث، آشکار سازی گوشه‌ای از آسیبهای گسترده ایست، که شرکتهای هرمی می‌توانند به جامعه وارد سازند. از آنجایی که شکل گیری هرم بر مبنی یک شبکهء اجتماعی گسترده و در هم تنیده است و با توجه به اینکه، اساس هرم اخاذی است، آسیبهای گوناگونی در داخل و حاشیهء این شبکه شکل می‌گیرد که به گوشه‌هایی از این مشکلات می‌پردازیم.

دروغ پردازی، توجیه دروغها و باور آنچه که دوست داریم باور کنیم
همانگونه که گفته شد، با توجه به قدمت شرکتهای هرمی و افزایش سطح آگاهی عمومی و نیز به علت تنظیم قوانین و مقابله‌هایی که با شرکتهای هرمی و موسسین آن در کشورهای اروپایی و آمریکا صورت گرفته است، تمایل مردم در شرکت در چنین طرح‌هایی کاهش یافت که منجر به تغییر شکل و ظهور شبهه هرمهایی شد که وانمود می‌کردند، بازاریابی شبکه‌ای انجام می‌دهند. این امر منجر به رواج دروغ پردازی در بین اعضای این سیستمها می‌گردد، افرادی که آگاهانه و به قصد مال اندوزی به این فعالیتها مبادرت می‌ورزند، با انواع دروغها و توجیه‌ها، سعی می‌کنند، ضعف‌ها و ناکار آمدی‌های سیستم را توجیه کنند و بافریب افراد بیشتر، زودتر و بیشتر پول دربیاورند. در این میان افرادی هستند که با ساده لوحی و طمع کسب مال جذب این شبکه‌ها می‌شوند و گروه دیگری که غیر منطقی بودن سیستم را می‌بینند یا از غیرقانونی بودن آن اطلاع دارند، با این وجود چشم خود را می‌بندند و باز به طمع زندگی تجملی، حاضر می‌شوند که به این زنجیرهء دورغ پردازی ملحق شوند. حال با افرادی سر و کار داریم که سعی دارند به هر نحو خود را مثبت جلوه دهند مثلا سعی می‌کنند که شرکتی را که برای آن کار می‌کنند، معتبر، بین المللی، مطرح، صاحب اعتبارات و افتخارات، خیر خواه و بشر دوست و دارای روابط گسترده با سران کشورهای مختلف و ... نشان دهند. اعضای هیأت مدیرهء شرکت را افرادی ، تحصیل کرده، محترم و رئوف نشان دهند که فقط به فکر سود مردم و فراهم شدن شرایط زندگی بهتر و آسانتر برای آنها هستند. حتی سعی می‌کنند که خود را شخصی جلوه دهند که چون بسیار به فکر دوستان و عزیزان خود هستند و نمی‌خواستند که آنها را از چنین شانس و اقبال بزرگی محروم کنند، به سراغ آنها رفته‌اند، حالا چه از روی ساده لوحی این دورغها را باور کرده باشند و چه با آگاهی، دورغ دورغ است. محال است فردی چشم بینا و گوش شنوا داشته باشد، وارد این شبکه‌ها بشود و پس از مدتی به اساس پوسیده و مقاصد واقعی و پلید آنها پی نبرد. ولی گاه به دلیل قرار گرفتن در برابر کار انجام شده، احساس مسئولیت کاذب، بار گناه و گاه با خود فریبی و باور آنچه که دوست دارد که حقیقت باشد و گاه به علت لذت از درآمدی مقطعی، زبان در کام می‌کشد و سخنی نمی‌گوید. این دروغ‌ها مضامینی نظیر میزان درآمد بالاسریها، مقاصد شرکت، تحصیلات موسسین، قانونی بودن سیستم، منطقی بودن پلن درآمد زایی و... می‌باشد. حتی امروزه با توجه به اینکه بسیاری از مردم اگر اسم شرکتهای هرمی و فعالیت شبهه هرمی را بشنوند سر قرار جلسهء به اصطلاح پرزنتیشن حاضر نمی‌شوند، دعوت افراد جدید هم، با استفاده از جملات دروغین و تحریف حقایق صورت می‌گیرد و در توجیه آن با تاکید بر صداقت خود و سیستم می‌گویند که چون قصد آنها تغییر زندگی و دادن شانس داشتن درآمد بالا به شخص مقابل است، عیبی ندارد و آن شخص، بعدها که به درآمد رسید، از آنها تشکر هم می‌کند. در این شبکه‌ها، گاه آنچنان دروغ پردازی سازمان یافته می‌شود، که جزوات و دست نوشته‌های دقیقی، بر اساس اصول روانشناختی، به عنوان آموزش نحوهء صحیح فعالیت، تهیه و تکثیر می‌شود، که شخص برای هر جمله‌ای که می‌گوید، از پیش برنامه ریزی کرده باشد، تنها چیزی که این جزوات کم دارند، این عنوان است، چگونه دورغ بگوییم تا راحت‌تر باور کنند.

پا گذاشتن روی ارزشهای فردی
وجدان بیدار، قاضی ۲۴ ساعتهء بدون جیره و مواجبی است، که گاه در این شبکه‌ها، به اجبار به مرخصی فرستاده می‌شود. شخص می‌بیند و درک می‌کند که کار کلاه برداری است، ولی باز چشمان خود را می‌بندد و ادامه می‌دهد، در حال حاضر بازار هدف اکثر شرکت‌های هرمی، ساکنین شهرهای مرزی و مناطق محروم کشور هستند که از بسیاری از امکانات رفاهی و تفریحی محروم هستند، در عین اینکه بسیاری از ایشان به علت فقر و چون راه دیگری برای رسیدن به آرزوهای بلند پروازانهء خود نمی‌یابند به دام این شبکه‌ها می‌افتند، عده‌ای هم هستند که تمام جنبه‌های منفی این فعالیت را می‌بینند، ولی به علت سود و نفع شخصی، از آنها چشم پوشی کرده و خود را به پول می‌فروشند. در این راه هر قدمی که بر می‌دارند، پرده‌ای جدید در برابر چشمان خود می‌کشند، ارزش درونی دیگری را زیر پا می‌گذارند. می‌بینند که شخصی تنها سرمایهء زندگی خود را به گمان کسب درآمد بالا و زندگی بهتر در کاری هزینه می‌کند که به احتمال بالای ۹۰%، آن را از دست می‌دهد وای نه تنها وی را منع نمی‌کنند بلکه به این کار تشویق هم می‌کنند. می‌بینند که سرمایهء لازم برای شروع این کار را ندارد، ولی او را وادار می‌کنند تا پول ورود به این سیستم را از هر راهی حتی با نزول گرفتن، یا گروگان گیری و زور گیری، در بعضی از مجموعه‌ها، فراهم سازند. جالب این است که از انواع شعارها و جملات زیبا و معنوی، برای مثبت جلوه دادن و تشویق افراد استفاده می‌شود. مدام از صداقت، درستی، کمک به یکدیگر و برنده برنده بازی کردن صحبت می‌شود و در پشت پرده جز دروغ و بازی با زندگی دیگران دیده نمی‌شود.

تخریب پلهای پشت سر
شخصی که وارد این شبکه‌ها می‌شود، خواسته یا ناخواسته بسیاری از پلهای پشت سر خود را خراب می‌کند. برخی ترک تحصیل می‌کنند، توجیه می‌کنند که درس می‌خوانیم که کاری پیدا کنیم تا پولی دربیاوریم. همین حالا می‌توانیم درآمدی فوق العاده داشته باشیم، پس دیگر نیازی نیست که خودمان را خسته کنیم. تحصیل و کسب علم تحقیر شده و کوچک جلوه داده می‌شود:
مثلا تحصیل کرده‌هاش کجا رو گرفته‌اند، یارو مهندس بی کاره، از باباش پول تو جیبی می‌گیره – طرف دکتره، تدریس خصوصی می‌کنه و ...
کار سنتی و مشاغل آزاد یا دولتی بی ثمر و خرکاری تلقی می‌شود. شخص استعفاء می‌دهد، اخراج می‌شود، خود را باز خرید می‌کند تا نشان دهد که به کار ایمان دارد و تنها راه خوشبختیش همین است. بعد هم که گرفتار قانون می‌شود، دیگر راهی برای بازگشت به سر کار یا تحصیل خود ندارد. می‌گویند اینگونه بهتر هم هست. وقتی پلهای پشت سرت خراب شد، دیگر پشتت به دیوار است و راهی برای پس رفت نداری و فقط باید رو به جلو حرکت کنی و به سمت رشد پیشروی کنی. با چنین سوء استفاده‌ای از کاستیهای تحصیل و کار سنتی، به واسطهء تجمل گرایی و راحت طلبی و گم کردن هدف در زندگی، جامعه به سمت انحطاط و سقوط می‌رود و علاوه بر مسائل اجتماعی، ضربات گسترده‌ای بر پیکرهء اقتصاد، هم در سطح کلان و هم در سطوح شهرها، روستاها و خانواده‌ها وارد می‌گردد.

سست شدن روابط خانوادگی و از دست دادن دوستان
یکی از شگردهای پیشرفت سریع شرکتهای هرمی، سوء استفاده از روابط دوستانه و خانوادگی افراد است. اصولا افراد تشویق می‌شوند، تا نزدیک‌ترین دوستان و عزیزان خود را به این کار دعوت کنند، چرا که این افراد بدون بحث و جدل و صرفا به خاطر علاقه و نزدیکی خود به شخص دعوت کننده وارد سیستم می‌شوند، راحت‌تر حرف او را می‌پذیرند و بدون چون و چرا به توصیه‌های وی عمل می‌کنند و اگر هم مشکلی پیش بیاید، و یا برخورد قانونی ای صورت بگیرد یا اصولا به سود نرسند احتمال شکایت از شخص کمتر خواهد بود. نتایج و عواقب این مسئله بسیار گسترده است. معمولا مهمترین اشخاصی که مخالف چنین فعالیتهایی محصوب می‌گردند، پدر و مادر شخص هستند که به واسطهء تجربه و اطلاعات خود سعی می‌کنند تا شخص را از جوانب و عواقب این کار آگاه سازند، ولی به بهانهء فاصلهء نسلها، عدم اطلاع از تکنولوژی جدید و روابط و قوانین جدید اقتصادی، مقاومت در برابر تقییر و با توجیه دوری کردن از دزد رویاها، کنار گذاشته می‌شوند. عملا به شخص توصیه می‌شود که از آنها دوری کند تا مبادا، شیشهء نازک رویاهای رنگارنگش ترک بخورد. از طرف دیگر شخص ممکن است، برای تهیهء مبلغ ورودی لازم جهت عضویت، از دوستان و نزدیکان پول قرض کند و در نهایت به علت عدم توانایی در بازپرداخت و شرمندگی، اعتبار و آبروی خود را از دست بدهد. شخص نزدیکترین دوستان و عزیزان خود را وارد می‌کند، آنها به سود نمی‌رسند یا سرمایهء خود را می‌بازند، یا بدتر از همه، گرفتار قانون، بازداشت و سیستم قضایی می‌شوند و شخص آبرو و اعتبار خود را در برابر ایشان از دست می‌دهد. دیگر روی آن را نخواهد داشت تا با آنها روبرو گردد، چون پاسخی برایشان ندارد. به زبان ساده، شخص از خانواده و دوستان خود به صورت نرم و نامحسوس و به تدریج طرد می‌گردد. علاوه بر این، این نوع این فعالیتها که با روابط اجتماعی گسترده و گاه ناسالم همراه است، می‌تواند سبب سست شدن بنیانهای زندگی زناشویی، اختلافات، خیانتها و درنهایت از هم پاشیدگی آنها همراه باشد. که موارد بسیاری از این قبیل، در سیستم قضایی مشاهده شده.

آمیختن فعالیت غیر اخلاقی و غیرقانونی با ارزشهای دینی، ظاهر سازی و سوء استفاده از باورهای دینی
با توجه به گستردگی این نوع فعالیتها، در کشورهای جهان سومی که غالبا فرهنگ آنها غنی از اعتقادات دینی و باورهای مذهبی است، یکی دیگر از شگردهای نفوذ شبکه‌های هرمی، سوء استفاده از این باورها و حتی تغییر و تحریف آنهاست. در طی یک سال اخیر، برخورد سیستمهای قانونی و امنیتی با این شبکه‌ها، مواردی را حتی از فرقه سازی بر پایهء شرکتهای هرمی نشان داده است. اساس مطلب این است، که یکی از روشهای مهم تهییج و تشویق افراد به فعالیت در شبکه‌های هرمی، رویا سازی و تشویق آنها با تجمل گرایی است. اشخاص در بدو ورود، مجبورند اهداف خود را برروی کاغذ بنویسند، برای آنها زمان تعیین کنند، جزئیات آن را به تصویر بکشند و متعهد گردند که به هر قیمتی به آن دست یابند یا به اصطلاح آن را تیک بزنند. البته هدف داشتن خوب است و در اسلام نیز به آن سفارش شده اما تشویق شدن به برداشتن حد و حدود از برابر دیدگان و اذهان خود، برداشتن قید و بندها و قانون شکنی برای رسیدن به رویاها امری متفاوت و غیر انسانی است. باید از کائنات هر آنچه می‌خواهند طلب کنند و معتقدند که کائنات همچون قول چراغ جادو، خواسته‌های آنها را برآورده خواهد ساخت. البته راسخ بودن در اهداف و التزام به آنها، برنامه ریزی برای رسیدن به اهداف و خود را لایق الطاف ایزدی دانستن بسیار مثبت، روحیه بخش و جهت دهنده است و باعث نشاط در زندگی می‌شود. ولی کائنات را بندهء خود دانستن یا برعکس منجی و خدای خود دانستن و یا حتی خدا پنداری شبکهء هرمی که در آن به فعالیت مشغولند، تحریف و انحراف کامل از مبنی است. شستشوی ذهنی و حرکت کورکورانه به سمت نابودی است. از طرف دیگر شکست در این سیستم‌ها و از دست دادن مال در صورت تلفیق آموخته و آموزشهای این سیستمها با باورها و اعتقادات دینی، سبب سرخوردگی و سست شدن فرد در ایمان و اعتقادش می‌شود.

بت سازی از افراد به ظاهر موفق و غلو کردن
راه دیگر برای تشویق افراد برای فعالیت و عضو گیری، بزرگداشت و الگو سازی از به اصطلاح لیدرهایی است، که به قول نقل کنندگان، درآمد آنچنانی کسب کرده‌اند و هم اکنون در یک کشور دیگر، زندگی‌ رویایی و شاهانه‌ای دارند، و به گونه‌ای از آنها صحبت کردن که گویی معلم مطلق هستند و مرشدی بال فطره:
حاج فلان، آقای دکتر فلان و ... .
در این راستا حتی موفقیتها و دست آوردهای شخص هم غلو می‌گردد. شخصی با قرض کردن، یک خانهء ۱۰۰ متری می‌خرد، آن هم از پول کلاه برداری، می‌گویند ویلای فرانسه خریده. با وام، یک خودروی ۲۰ میلیونی می‌خرد، می‌گویند هیکوپتر شخصی دارد. ۵۰۰ متر باغچه می‌خرد، می‌گویند ۵۰ هکتار ملک دارد. خلاصه اینکه یک کلاغ، چهل کلاغ می‌کنند و لیدر متخص را به عرش اعلا می‌رسانند و حرفهایش را با زر می‌نویسند و سرمسق دفترهایشان می‌کنند. لیدر یک جملهء بی سر و ته می‌گوید که خودش هم نمی‌فهمد چه گفته، می‌گویند اگر این جمله را درک و به آن عمل کنید، موفقید و گرنه درجا می‌زنید. با کلام بازی می‌کنند. از نگرش، بینش و استراتژی صحبت می‌کنند و از رنجهایی که لیدر مربوطه کشیده تا به قیمت سرکیسه کردن ملت، به درآمدی میلیونی دست پیدا کند. از افتخار شاگردی و حضور در مقام استاد می‌گویند و ...
شخص تازه وارد اهداف خود را می‌نویسد که چگونه می‌خواهد بترکاند، به لیدر بزرگ برسد یا حتی از او پیشی بگیرد. بعد جلسه می‌گذارند و جناب لیدر با معرفی دوستان منت می‌گذارند تا چند جمله‌ای جو را مستفیض بفرمایند. از انواع جملات انرژی بخش و خاطرات غلابی و توپ و تشر و تو سری استفاده می‌کنند، تا احساسات جمع را به قلیان درآورند و آنها را تشویق کنند تا بروند و ورودی بگیرند تا ایشان همچنان در سقف درآمد باقی بمانند:
اینجا کعبهء آمال است. می‌خوای مثل بابات ۳۰۰ تومن ماهی درآمد داشته باشی، برو گم شو ور دست بابات! این کار کار آدمهای پر دل و جرأت هست. کسانی که نگرش و بینش داشته باشند. اگر پیشرفت نمی‌کنی به خاطر طرز تفکرته. برو عوضش کن بعد می‌ترکونی.
شخصی که الگو قرار داده می‌شود، استاد دروغ و کلاه برداری است، و از حس درونی افراد، برای طبعیت ازیک فکر و اندیشه، یا قدرت به ظاهر برتر، سوء استفاده می‌شود. تا همه این بت آرمانی را بپرستند، به او اقتدا کنند و سعی کنند تا جا پای او بگذارند. پر واضح است، که وقتی الگوی شخص نامناسب و خراب باشد، راهی که می‌رود اشتباه و انحراف است. جالب اینجاست که این شخصیت پوشالی، وقتی به چنگال قانون گرفتار می‌شود و شخصیت واقعی وی آشکار می‌شود و اهداف واقعیش اعلام می‌گردد، یا باور نمی‌کنند، یا می‌گویند تحت فشار بوده، یا اصلا کل مسئله را تکذیب می‌کنند و می‌گویند که به ما چه ربطی دارد؟ او لیدر مجموعهء خود بوده و ما رأس سازمان خود هستیم و دیدگاه ما فرق دارد، او اشتباه کرده و ما راه خود را می‌رویم.

تقابل با قانون، شکسته شدن قبح قانون شکنی و زندان
آنچنان بر روی اهداف و آرزوها و عقده‌های درونی خود و دستیابی به آنها مترکز شده و تأکید می‌کنند که حال وقتی که پس از تکرار مکررات و اعلام غیر قانونی بو دن این سیستمها و مضرات آنها، از ایشان پرسده می‌شود که چرا به این کار مبادرت می‌ورزند، دیگر حتی سعی به توجیه قانونی بودن کارشان از طریق انتصاب ارتباط شرکت با سران مملکتی یا فتاوی علماء و... هم بر نمی‌آیند، بلکه با نهایت گستاخی قانون و دولت را ناتوان و بی‌ارزش معرفی کرده و به کار خود ادامه می‌دهند. وقتی می‌خواهند کار خود را معرفی کنند، حتی بعضیها، در کمال خونسردی می‌گویند، می‌خواهیم یک کار غیر قانونی را به شما معرفی کنیم، آیا آمادگی دارید؟ وقتی دستگیر می‌شوند، اوایل امر هنوز شعار داده و می‌گویند: خیالی نیست، ما قوی‌تر هم می‌شویم و باز می‌گردیم و با قدرت به کار ادامه می‌دهیم و وای به روزی که این امر عادت شود. شخص بازداشت می‌شود ولی با نظر مثبت و برخورد ملایم و رأفت مسئولین، با تعهد و ضمانت آزاد شده و دوباره باز می‌گردد و به فعالیت ادامه می‌دهد. قبح عمل غیرقانونی، برخورد، نیروی امنیتی، قوهء قضاییه و زندان شکسته می‌شود و شخص دیگر به هیچ ارزش و قانونی پایبند نیست. متأسفانه محیط زندانها، مکان نا مناسب و فرصتی است برای یادگیری انواع کلاه برداریها و ناراستیهای هرمی دیگر و حقه‌های جدیدی که خود، خلق کنندهء چرخهء معیوب دیگری است.

فرار از دست قانون، آوارگی به کشورهای بیگانه
برخی از لیدرها برای اینکه، گیر سیستم امنیتی و قضایی نیفتند، اقدام به فرار به کشورهای دیگر می‌کنند و خیل شاکیان و مال باختگان را بر جای می‌گذارند. چون در بسیاری از موارد، هنر و تحصیلی ندارند و کاری بلد نیستند، و به ول خرجی و تن پروری عادت کرده‌اند، پول باد آورده را از دست می‌دهند و یا مجبورند به هر کاری مبادرت ورزند تا پول درآورند یا باید دست از پا درازتر به کشور برگردند و جوابگویی مردم و سیستم قضایی باشند.

بی‌برنامه گی، تن پروری، ول خرجی، ورشکستگی، عدم توانایی برای برخواستن
در بین افرادی که در این سیستمها به درآمدهای کلان دست یافته‌اند، بسیاری به علت عادت به ول خرجی و تن پروری و عدم انجام کار سازنده و تخیل تداوم این درآمد تا ابد، در نهایت هر آنچه اندوخته‌اند را از دست می‌دهند و چون نه اندیشه‌ای برای فعالیت اقتصادی دارند و نه راهی برای بازگشت. یا باید مجددا به فعالیت ناسالم هرمی پناه ببرند یا کلاه برداری جدیدی را دنبال کنند. چون اعتبار خود را نزد دوستان و آشنایان از دست داده‌اند و پلهای پشت سر را خراب کرده‌اند و از طرفی چون به درآمد بالا و نسبتا راحت عادت کرده‌اند، حاضر به انجام هر کاری نیز نیستند و این موضوع سبب بی برنامه گی و احساس سرخوردگی و افسردگی می‌شود. به هر نحو این اشخاص هر چند تعدادشان کم باشد ولی جزئی از نیروی مستعد کار جامعه بوده‌اند که اینگونه به هرز رفته‌اند.

نرسیدن به سود، از دست رفتن سرمایه، و ناتوانی و سرخوردگی
از آنجایی که ۹۵% از افرادی که تشکیل دهندهء قاعدهء هرم هستند، مال باخته‌اند و به سود نمی‌رسند که هیچ، مبلغ سرمایه گذاری شده را هم از دست می‌دهند، با خیل عظیمی از افراد مواجهیم که گاه آنچه در این هرمها باخته‌اند، تنها اندوخته و سرمایه شان محسوب می‌شده و جز آن چیزی برای امرار معاش ندارند. این افراد با این تبلیغ موهوم که اینجا تنها پناهگاه نیازمندان و محرومان است و قادرند که زندگی خود را کاملا عوض کنند، وارد این سیستم شده‌اند و حال در انتها، آه ندارند که با ناله سودا کنند. شکایت و پیگیری قضایی هم، زمان بر است و هزینه بردار و لذا حس بیچارگی و افسردگی به خصوص در آنهایی که سابقا شغل آبرومند و منبع درآمدی داشتند، بسیار عمیق است و سئوال این است که آیا واقعا این افراد به کجا باید پناه ببرند



نوشته شده توسط: دکتر ف. واحدی

 

آمـار

امروز:156
دیروز:339
این ماه:7153
ماه قبل:4431
امسال:11584
مجموع:151978
بیشترین مراجعه در روز:683
بیشترین مراجعه در ماه:9856

آمار کشوری

: آمار 10 کشور اول
  (7618) آمریکا %81.1 آمریکا flag
  (456) روسیه %4.9 روسیه flag
  (195) ‬سوئیس %2.1 ‬سوئیس flag
  (186) اروپا %2.0 اروپا flag
  (153) انگلستان %1.6 انگلستان flag
  (107) کانادا %1.1 کانادا flag
  (93) Poland %<1.0 Poland flag
  (87) آلمان %<1.0 آلمان flag
  (87) کره جنوبی %<1.0 کره جنوبی flag
  (66) ایران %<1.0 ایران flag
در کل 9389 بازدید از 50 کشور

مشخصات شما

United States

Unknown Bot
شما IP: 54.167.83.233
Ahadesign تقویت شده توسط Joomla! کلیهء حقوق متعلق به موج سوم ثبت شده در ۱۳۸۹ | شرایط استفاده | حفظ حریم خصوصی